من فاطمه ام…
از يکی دو سال پیش، همواره در کمين «حال» و «مجال» بودم تا چند سطری برای حضرت زهرا بنویسم. نمی دانم چنین نوشته ای را به ایشان بدهکار بودم یا به روح خويش اما حال پدیدار شد و مجال مقدر. تا اينکه نوشته «من فاطمه ام…» زاييده شد.

در توضیح این نوشتار چند نکته لازم است:
- اول اینکه، متن برداشتی ذهنی است از خودگويي های ايشان در هنگام بازگشت از مسجد پس از ايراد خطبه ای قراء آنچنان که در کتب متعددی ثبت است.
- دوم خصيصه ای است در شيوه نگارش اين متن، آنچنانی که در کل متن هیچ اسم خاصی وجود ندارد، الا آخرين کلمه نوشتار.
امید که مقبول طبع اهل نظر شود که هرچه هست از نظر ايشان است و در نظر بازی ما بی خبران، حیران!
متن کامل در همين سایت
متن کامل به صورت PDF
این یادداشت در خبرگزاری برنا
این مطلب در خبرگزاری انتخاب
حمید :
۲۹ اردیبهشت, ۱۳۸۷ at ۸:۰۶ ب.ظ
سلام بر شما
روایتی هست که میگه حب فاطمه ۱۰۰ حسن داره که پایین ترین و کم ترین اونها آسان گرفتن در شب اول قبره.
….
ممنون از زحمتی که کشیدید.
باشه که فرزند ایشون، ولی عصر عجل الله هر چه زودتر تشریف بیارن و انجام بدن هر اونچه که باید انجام داد.
در پناه حق …
س.تقی زاده :
۳۰ اردیبهشت, ۱۳۸۷ at ۱۲:۱۸ ب.ظ
نخلهای خاک آلود فدک هنوز از ستمی که بر تو روا داشتند، می گریند؛ زندگی تو گواه مظلومیت همه دودمان هابیل است، همچنانکه وجود تو گواه قدس و عصمت خدا بر زمینیان بود…
تازیانه ای که بر پیکر نازنین تو فرو کوفتند، تبری بود که بندگان بت به انتقام نابودی اصنام بر پیکر توحید ابراهیم فرود آوردند؛ شرمسار باد دستی که بر گونه ی خدا گون تو سیلی زد، دریغا دل اگر در غم تو پاره شود شگفت نیست، چرا که شکستن پهلوی تو عظیمتر از شکستن دیوار کعبه بود، و چون قامت استوار تو را به ستم بر خاک نشاندند دین از پای افتاد…
با تمام دل بر تو می گرییم که ودیعه ی رحمت خدا بودي بر آدمیان؛ و چون ترا کشتند انسانیت بی مادر شد و خون هابیل از رگ حیات هر انسان در گستره ی تاریخ از نو جوشید و مظلومیت داغ، زخمی شد بر جبین زندگی مؤمنان، و حیات پژمرد و اوراق قرآن به تطاول طوفان پراکند، و علی (ع) تنها ماند … و بشریت در گرداب فاجعه افتاد.
س.تقی زاده :
۳۰ اردیبهشت, ۱۳۸۷ at ۱۲:۲۴ ب.ظ
نخلهای خاک آلود فدک هنوز از ستمی که بر تو روا داشتند، می گریند؛ زندگی تو گواه مظلومیت همه دودمان هابیل است، همچنانکه وجود تو گواه قدس و عصمت خدا بر زمینیان بود…
تازیانه ای که بر پیکر نازنین تو فرو کوفتند، تبری بود که بندگان بت به انتقام نابودی اصنام بر پیکر توحید ابراهیم فرود آوردند؛ شرمسار باد دستی که بر گونه ی خدا گون تو سیلی زد، دریغا دل اگر در غم تو پاره شود شگفت نیست، چرا که شکستن پهلوی تو عظیمتر از شکستن دیوار کعبه بود، و چون قامت استوار تو را به ستم بر خاک نشاندند دین از پای افتاد…
س.تقی زاده :
۳۰ اردیبهشت, ۱۳۸۷ at ۱۲:۲۷ ب.ظ
نخلهای خاک آلود فدک هنوز از ستمی که بر تو روا داشتند، می گریند؛ زندگی تو گواه مظلومیت همه دودمان هابیل است، همچنانکه وجود تو گواه قدس و عصمت خدا بر زمینیان بود…
تازیانه ای که بر پیکر نازنین تو فرو کوفتند، تبری بود که بندگان بت به انتقام نابودی اصنام بر پیکر توحید ابراهیم فرود آوردند؛ شرمسار باد دستی که بر گونه ی خدا گون تو سیلی زد، دریغا دل اگر در غم تو پاره شود شگفت نیست، چرا که شکستن پهلوی تو عظیمتر از شکستن دیوار کعبه بود
مقامي :
۱ خرداد, ۱۳۸۷ at ۱۰:۱۳ ق.ظ
جناب ايپکچي سلام.
دعوتتان ميکنم به ماهنامه حقوق!
http://ijl.blogfa.com
احسان ذاکری :
۲۵ مهر, ۱۳۸۷ at ۴:۵۷ ب.ظ
سلام اگر می شود با مسوولان مصا حبه کنید ممنون.